روز هشتم عید بود دیگه ازشمال برگشتیم وبقیه عید رو تا 13بدر خونه باباجون بودیم خوش گذشت توام حسابی
شلوغ کاری کردی بالاخره بعداز مراسم جوجه کباب 13 بدر اومدیم خونه ی خودمون.
این بار زندایی جون موهاتو کوتاه کرد خیلی خوشگل شد آخ آرایشگره.
روز پدر هم در پیش بود 2 اردیبهشت 95. منم واسه مردای خونه کیک درست کردم و همگی جشن گرفتیم
راستی توی این ایام پسرگلم مریض شدی بخاطر اینکه توی گلوت هسته پرتغال گیر کرده بود بیرون روی شدید
داشتی مجبور شدم دوباره پوشکت کنم و کم کم یادت رفت که هروقت دستشویی داری بگی.


روز پدر بابایی و خاله و مامان جون اومدن دنبالمون توی راه بردیمت پارک و خاله پسر گلم رو سوار اسب کرد


چندتا عکس



متاسفانه ایییییییییییییییییییییییننننننننننننننننننمممممممممممم یاد گرفتی مجبور بودی مجبووووووووووووررررر

شاه پسرم 22 ماهش هم تموم شد
چهارتا دندون آسیاب همزمان توی این ماه درآوردی
دوتا بالا چپ و راست,دوتا پایین چپ و راست


شاه پسر93...
ما را در سایت شاه پسر93 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:22