96/02/04تا96/03/04 دوسال و یازده ماهگی شاه پسرم

خرید بک لینک
این ماه نوشتنش برام سخته............

کارهای خونه تکونی و خرید لوازم خونه تموم شد وهرهفته به خونه

مامان جون و بعد باباحاجی میرفتیم اما یه روز شنیدیم باباحاجی

بیمارستانه وقتی رفتیم عیادتش متوجه شدیم سکته کرده و

سمت چپ بدنش بی حس شده خیلی براش غصه خوردیم.

یه هفته ای گذشت تا اینکه شنیدیم پدر زن عمو به رحمت خدا رفته

ماهم برای عرض تسلیت راهی شمال شدیم.

بعداز 10روز باباحاجی عزیزمون هم دیگه طاقت نیاورد و به دیار باقی

شتافتانالله و انا الیه راجعون

یکم خردادبود ماهم غروبش پیشش بودیم دیگه

آخرین نفسهاشو میکشید و توان غذا خوردن نداشت

شب بدی بود 3خردادهم مراسمش برگزار شد

خدایش بیامرزد

نوشتنش هم سخته واقعا غم بزرگی وجود همه رو

گرفت

عکسایی که قبل از یکم خرداد یعنی قبل از فوت باباحاجی گرفتم

جشن نیمه شعبان منزل همکاربابایی آقاسعید

اینجا تونوبت آرایشگاه بودی

اینجا انقد خسته بودی سر ناهار خوابت برد

این شلوارو برات خریده بودم عکسشو واسه خاله فرستادیم

بازی ترامپولین

برده بودمت پارک گفتی مثلا من مردم عکسمو بنداز

وقتی این پیرهنتو میپوشیدی چون شومیز مردونه بود میگفتی بابابی شدم

سی و پنج ماهگی پسرم در غم و اندوه سپری شد

تواین ماه بزرگ خاندانمون ازدنیا رفت

واقعا غم انگیزه

توهم میگفتی باباحاجی رفته پیش حدا

خدایا باباحاجی رو شادکن

شاه پسر93...

ما را در سایت شاه پسر93 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 4:25

صفحه بندی