این روزا دیگه داریم کم کم واسه سال جدید آماده میشیم دیگه آخرین روزای
سال رو پشت سر میذاریم.یکی دو بار با خاله جون رفتیم خرید یه بارم بردیمت
خانه و کاشانه کرج برات کمی خرید کردم.


درحین خرید بازی هم میکردی
ماشین سواری و ...


یه عروسک لاک پشت خواستی برات خریدم خیلی دوسش داشتی

توت فرنگی خیلی دوس داشتی هرجا میدیدی باید برات میخریدم

یکی دوروز باهم رفتیم خونه باباحاجی و خونشونو برای عید تمیز و مرتب کردیم
پرده هارو بازکردیم و شستیم به توام خیلی خوش گذشت با باباحاجی بازی
کردی و کلی خندیدی صداتونو با گوشی ضبط کردم یادگاری بمونه.
یه روز که توی خونه سرگرم کاربودم اتاقتو زیر و رو کرده بودی شیطون
شب خوابو از کمدت درآورده بودی و به برق زده بودی

اینم یه جور بازیه دیگه

اینجام پشت کامیونت آب ریخته بودی آب بازی میکردی

چهارشنبه سوری خونه باباجون بودیم وشبش با دایی جون برگشتیم خونه.
آخرین پنجشنبه سال هم با مامان جونو خاله رفتیم سرخاک دایی علی و
سبزه براش بردیم.خدا بیامرزه همه اسیران خاک رو دایی هم مابین اونا
روحشون شاد

سال تحویل رو کنار بابا جونینا بودیم ظهر ساعت 2 سال تحویل شد
کنار هفت سین خاله ازت عکس انداختیم بعدش رفتیم پیش باباحاجی نا

سال1396مبارککککککککککککککککک
این سومین عیدیست که درکنارمایی عشق مامان
روز دوم عید رفتیم شمال پیش پدر جونینا
سی و سه ماهگی شاه پسرم تعطیلات عید
درشمال سپری شد

شاه پسر93...
ما را در سایت شاه پسر93 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:25