96/01/04تا96/02/04دوسال و ده ماهگی پسرگلم

خرید بک لینک
از روز یکم فروردین تا روز12 ام شمال بودیم یه روز بردیمت اسکله ی بندر انزلی

وتو کشتیهای زیادی ازنزدیک دیدی اونجا واسه مرغهای دریایی نون میریختن

توام ذوق میکردی میگفتی بگیریمشون.

یه روزم با شوهرعمه که شغلش آتشنشانه بردیمت یه ایستگاه آتشنشانی

اونجا سوار ماشین آتشنشانی شدی و دوست نداشتی پیاده بشی.

نزدیکای خونه پدرجون یه اسباب بازی فروشی بود که ازاین ماشین

برقیا داشت هرروز میبردمت سوارمیشدی

یه اسباب بازی فروشی دیگه ام بود که ازش یه ماشین خریدم برات

پشت ماشین یه گاو عروسکی سواربود بهش میگفتی ماشین گاوی

چندتا عکس

روز 13بدرتوی راه بودیم واسه ناهار رفتیم خونه باباجون

از16فروردین به بعد شروع به خونه تکونی و نقاشی این کارا

کردیم واسه خرید کاشی رفته بودیم که یه استخرتوپ داشت

اونجا کلی بازی کردی

توام یه 10روزی خونه باباجون موندی تا ما خونمونو خوشگل

کنیم.هر روز با مامان جون و باباجون پارک میرفتی حسابی

بهت خوش گذشت میگفتی بازم خونه رو رنگ رنگ بزنید من خونه

مانو بمونم(به مامان جون میگفتی مانو)

اینجا ازخوشحالی پریدی بالا

ترامپولینو خیلی دوس داشتی

سی و چهارماهگی پسرگلم درفست فود مامان جون

شاه پسر93...

ما را در سایت شاه پسر93 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:25

صفحه بندی